تبليغاتX
وبلاگ کهف

تعدادی از دانشجو های دانشگاه شریف نشریه ای با نام "وقایع انتخابیه" با رویکرد حمایت از گفتمان انقلاب و امام و رهبری و  دولت نهم در مورد انتخابات ریاست جمهوری منتشر میکنند. فایل pdf شماره ی پنجم آن را می توانید از اینجا دانلود کنید. ضمنا این نشریه کپی رایت ندارد و دوستانی که تمایل دارند می توانند این نشریه را یا با همین نام یا با نام و لوگوی دیگری در دانشگاه و یا هرجای دیگر منتشر کپی کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:52  توسط حسین سلیمانی  | 

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/12/27/107641_539.jpg

/* /*]]>*/

حضور نخستوزیر دوران جنگ در انتخابات ریاست جمهوری دهم بحثهای گوناگونی پیرامون مدیریت در شرایط جنگ و مدیریت در شرایط فعلی را مطرح کرده است. بسیاری از حامیان مهندس موسوی این چنین استدلال می آورند که چون وی در شرایط بحرانی جنگ توانست کشور را مدیریت کند اکنون که کشور در شرایط بسیار بهتری قرار گرفته است نیز می تواند به خوبی کشور را اداره نماید. در این مقاله هدفمان بررسی موفقیت یا عدم موفقیت مهندس موسوی در اداره ی کشور در زمان جنگ نیست و ما در این جا فرض را بر این میگیریم که وی در آن دوران موفق بوده است(هرچند که بسیاری از کارشناسان نظری خلاف این را دارند) و لذا سعی می کنیم به مساله ای که کمتر به آن پرداخته می شود یعنی مقایسه ی  شرایط دوران جنگ با شرایط فعلی بپردازیم و ببینیم اداره ی کشور در کدامیک از این شرایط سخت تر است؟

هرچند که شرایط فعلی و شرایط جنگ را میتوان از منظر های مختلفی بررسی کرد اما به جرات می توان گفت فرهنگ حاکم بر مردم مهمترین فاکتور در سختی یا آسانی حکومت بر آنان است. اداره ی مردمی که روحیه قناعت دارند با مردمی که رفاه طلب هستند متفاوت است و حکومت بر جامعه ای که در آن آگاهی های سیاسی بالاست با جامعه ای کمتر است نیز تفاوت دارد. لذا در این مقاله تنها به بررسی فرهنگ غالب در دو دوران می پردازیم. در دوران جنگ همان گونه که امام فرمودند جنگ در رأس امور و فرهنگ غالب، فرهنگ ایثار شهادت بود. در آن دوران از طرفی روحیه ی انقلابی در جامعه پررنگ بود و از طرفی مردم چون شرایط جنگ را می دیدند در برابر مشکلات و سختی ها صبر می کردند و اکثریت به آن چیزی که داشتند قانع بودند و حاضر بودند همه نوع سختی را برای جنگ تحمل کنند و حتی از مال و فرزندانشان نیز برای کشور بگذرند. در حالی که وضعیت اقتصادی در دوران جنگ اصلا جالب نبود و اقتصاد ما کوپنی بود و مردم برای تهیه ی  مایحتاج اولیه ی خود مجبور بودند ساعت ها در صف های طویل بایستند اما اکثریت مردم فضای جنگ را درک میکردند و کمتر پیش می آمد که کسی اعتراض جدی بکند. البته اقلیتی (اکثرا از قشر مرفه) نیز بودند که تحمل نمی کردند ولب به اعتراض می گشودند اما مردم با آن ها همراهی نمیکردند.

بعد از جنگ، مسولین دولت سازندگی با این استدلال که مردم از جنگ خسته شده اند شعار های انقلابی را از در و دیوارها پاک کردند و شعار رفاه برای مردم و ... را جایگزین شعار های انقلابی کردند و بدین ترتیب رفاه طلبی که بعد از جنگ ابتدا با مسابقه ی رفاه در میان مسولین شروع شد به عموم جامعه منتقل شد و به تدریج روحیه ی انقلابی در جامعه کمرنگ شد و فرهنگ مردم به کلی دگرگون گردید. ایثار و فداکاری جای خود را به خود خواهی داد و قناعت مردم تبدیل به رفاه طلبی روز افزون شد تا جایی که جامعه ای که در آن دوران همه نوع سختی ای را تحمل میکرد و دم بر نمی آورد امروز در برابر گرانی گوجه در سرمای چندین درجه زیر صفر فریاد بر می آورد! همچنین در حالی که امروز سطح رفاه به مراتب از گذشته بالاتر رفته است اما کمتر کسی را می توان یافت که از زندگی خود راضی باشد. با توجه به این تفاوت فرهنگی جامعه در دو دوران، واضح است اداره ی مردم با چنین فرهنگی به مراتب سخت تر از دوران جنگ است. جالب است که مهندس موسوی خود نیز در مصاحبه ای به همین نکته اشاره می کند“اگر این قشرها چه شهری، چه روستایی و چه عشایری خواسته های فزاینده اقتصادی داشتند و سهم خواهی می کردند و این صبر را نداشتند، طبیعتا دولت آن زمان، نمی توانست سیاست های خود را عملی کند. به نظر من سهم تحمل و صبوری مردم در دستاوردها و پیروزی های دهه ی اول انقلاب و پایداری کشور در جنگ فوق العاده بالاست، اما متاسفانه این نقش به خوبی توصیف نشده است“(مصاحبه با ”کلمه“ 1387)

******************

این مطلب در نشریه وقایع انتخابیه دانشگاه شریف چاپ شده است.برای دریافت آن این جا را کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:18  توسط حسین سلیمانی  | 

تعدادی از دانشجو های دانشگاه شریف نشریه ای با نام "وقایع انتخابیه" با رویکرد حمایت از گفتمان انقلاب و امام و رهبری و  دولت نهم در مورد انتخابات ریاست جمهوری منتشر میکنند. فایل pdf شماره ی سوم آن را می توانید از اینجا دانلود کنید. ضمنا این نشریه کپی رایت ندارد و دوستانی که تمایل دارند می توانند این نشریه را یا با همین نام یا با نام و لوگوی دیگری در دانشگاه و یا هرجای دیگر منتشر کپی کنند.

همچنین شماره ی دوم نشریه نیز در این جا قرار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:8  توسط حسین سلیمانی  | 

  Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

تعدادی از دانشجو های دانشگاه شریف نشریه ای با نام "وقایع انتخابیه" با رویکرد حمایت از گفتمان انقلاب و امام و رهبری و  دولت نهم در مورد انتخابات ریاست جمهوری منتشر میکنند. فایل pdf آن را می توانید از اینجا دانلود کنید. ضمنا این نشریه کپی رایت ندارد و دوستانی که تمایل دارند می توانند این نشریه را یا با همین نام یا با نام و لوگوی دیگری در دانشگاه و یا هرجای دیگر منتشر کپی کنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط حسین سلیمانی  | 

اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا پیرامون مسائل عراق خرداد ماه سال گذشته  برگزار شد.در همین زمینه 3 دور مذاکره انجام گرفت. در آن زمان مسئولان وزارت خارجه و دولت اصرار عراق برای برگزاری این مذاکرات را دلیل نشستن بر سر میز مذاکره میدانستند و میگفتند در صورت خودداری از شرکت در این مذاکرات وجهه ی ایران نزد دولت و ملت عراق تخریب میشود و جو سازی های گسترده علیه ایران در افکار عمومی جهان صورت میپذیرد لذا ما برای "ملت عراق" با آمریکا "گفت و گو" میکنیم و میرویم تا آمریکا را "تفهیم اتهام" کنیم.

با گذشت چند ماه از آن "گفت و گو" ها یا به قول آقایان وزارت خارجه "مذاکرات" چند وقتی است که زمزه ی تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران شنیده میشود و رئیس جمهور به طور ضمنی از آن استقبال میکند و وزیر خارجه از بررسی آن خبر میدهد ! اما این بار بهانه چیست؟با مرور مواضع رئیس جمهور و مسولان وزارت خارجه میتوان دریافت که آنها در این رابطه همواره به دو نکته اشاره می نمایند:
1- ما با هیچ کشوری غیر از اسرائیل دشمنی نداریم و اگر کشوری شرایط برابر را قبول کند با آن رابطه برقرار میکنیم.
2- ملت آمریکا هیچ مشکلی ندارد ما برای برقراری ارتباط با ملت آمریکا هیچ محدودیتی نداریم و در توسعه روابط بین ملت ها نیز از نظر ما مشکلی وجود ندارد.
بر پایه ی همچین استدلال هایی است که رابطه با آمریکا مطرح میشود و اتفاقا این استدلالات به جای اینکه لزوم رابطه را اثبات کند هرگونه رابطه را نفی میکند!
گزاره ی اول گزاره ای درست و منطقی است اما آیا آمریکا شرایط برابر را قبول دارد؟ آمریکا خود را سرور جهان میداند و  نه تنها این برابری را قبول ندارد بلکه هر روز بر ادعاها و دشمنی هایش می افزاید و در یک کلام آمریکا هنوز هم "شیطان بزرگ" است. بنا بر این بر پایه ی این استدلال، آقایان باید فکر رابطه با آمریکا تحت نام دفتر حافظ منافع آمریکا ، گفت و گو پیرامون عراق و ... را فعلا از ذهنشان بیرون کنند.

اما گزاره دوم از پایه نادرست است!چرا مردم آمریکا مشکلی ندارند؟ من مانند مسئولان کشور محظوریت دیپلماتیک ندارم که بخواهم از ملت آمریکا تعریف کنم. اتفاقا تمام مشکل، مردم آمریکا هستند.دولت آمریکا به پشتوانه ی مردمش و برای منافع آنهاست که  به کشور های دیگر حمله میکند و از چند صد میلیون مردم "خوب"(به قول مسئولان) آمریکا فقط چند هزار نفر علیه جنگ افروزی آمریکا تظاهرات میکنند و آنها هم خانواده های سربازان آمریکایی هستند که نگران فرزندان خود هستند نه مردم مظلوم عراق و افغانستان و ... . این مردم "خوب"،خوب میدانند که روی زمینی زندگی میکنند که خون میلیون ها سرخپوست روی آن ریخته شده و خوب میدانند که از خون مردم جهان ارتزاق میکنند.آنها خوب میدانند که چرخ صنعت کشورشان را خون ملت های جهان می چرخاند.مردم آمریکا خوب میدانند که زنان و مردان عراقی و افغانی به بهانه ی تامین امنیت آنها قتل عام میشوند.با این تفاسیر آیا درست است که به بهانه ی این ملت "فهیم"(!) ننگ رابطه با "شیطان بزرگ" را بپذیریم؟
مسئولان دولت باید بدانند که اگر در زمان گفت و گو با آمریکا پیرامون عراق به دلیل پیچیدگی ماجرا و اینکه شاید به خاطر عراق مجبور به گفت و گو بودیم مخالفت جدی با آن ابراز نشد اما ایجاد رابطه با "شیطان بزرگ" تحت عنوان دفتر حافظ منافع و ... در این شرایط قطعا با مخالفت های جدی رو برو میشود .همان طور که در بیانیه ی اخیر جنبش عدالت خواهی هم گفته شد " در صورت گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران، شاهد اقدام انقلابی دیگری از سوی دانشجویان انقلابی پیرو خط رهبری در تعطیلی این دفتر خواهیم بود. " این واکنش از سوی دانشجویان حامی دولت شدیدتر خواهد بود زیرا آنها نمی خواهند دستاورد های بزرگ دیپلماسی فعال ایران در 3 سال گذشته فدای رابطه با آمریکا شود.بنابراین امیدوارم دولت از ابتدا دست به همچین اقدام نابخردانه ای نزند که باعث شود با انقلاب سوم واشغال دفتر حافظ منافع آمریکا هزینه هایی را به کشور وارد نماییم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:35  توسط حسین سلیمانی  |